ننه سرما

ان بالا یکی هست که مرا دوست دارد

شب چله 40چراغ با تمام حواشی

از همین اول بگم که ممکنه ترتیب بخش ها یک کم پس و پیش بشه بنابراین پیشاپیش از یاری نکردن حافظه ام عذر خواهی می کنم،بعلاوه سعی می کنم تیکه های با مزه جشن که بیشتر مربوط به طنازی های ژوله بود رو بنویسم

درهای سالن راس ساعت 3 باز شد اما قبل از اون کلی ادم مشغول تدارکات توی سالن بودن از اماده کردن دکور و تمرین و اماده کردن هدیه ها بگیرید تا خیلی چیز های دیگه

مراسم تقریبا ساعت 4 شروع شد با اجرای بروز ارجمند که   ترانه ای رو خوند و امیر مهدی ژوله (مجری برنامه ) بعد از تموم شدن ترانه  گفت خانواده ارجمند همه هنری دارن تنها کاری که تا الان نکردن اخبار گوییه که اونم فکر نکنید خدایی نکرده بلد نیستن،نه!!! اهل دروغ گفتن نیستن

بعد امیر از مردی که مدیر بخش ورزشی همه مطبوعات ایرانه، مدیر جشن ،مسئول صفحات ورزشی 40چراغ  دعوت کرد که بیاد روی سن و گفت توی ایران فقط یه نفر دیگه رو می شناسه که این همه سمت داشته باشه ( صدای خنده جمعیت ) امیر : من که اسمشو  نگفتن ، بهتون الهام شد؟؟( صدای خنده جمعیت و تشویق)امیر صدری وقتی اومد روی سن گفت با تنها کسی که فکر نمی کرده مقایسه بشه مقایسه شده بعد هم راجع به جشن توضیح داد

بعد از عرفان نظر اهاری دعوت شد که یکی از نشان ها را به فرزند شهید بروجردی بده عرفان یه شعر فوق العاده خوند( کاراش همیشه فوق العاده است) بعد هم یه کلیپ پخش شد از رزمنده ها و اقای ظریفیان هم راجع به شهید بروجردی و منشش و عقایدش حرفایی زد که تشویق حضار رو در پی داشت

دوباره امیر صدری برای اهدای نشان ورزشی اومد و گفت قرار نبوده فاصله روی سن اومدنش انقدر کم باشه و دو تا از همکارای ورزشی نویس 40 چراغیش رو به نمایندگی از ابی وقرمز دعوت کرد(پویان امیری و رامین طبرسی) که با تور والیبال اومدن روی سن و معلوم شد تیم والیبال نوجوانان هدیه رو می گیره که کاپیتان و دو تا از بازیکنا اومدن برای دریافت هدیه و یهو یه توپ والیبال هم پرت کردن روی سن تو بغل شون

بعد امیر از یکی از نویسنده های 40 چراغ که بدون حرف نمی زنه دعوت کرد و گفت منتها چند هفته پیش با گذاشتن وثیقه رفته ترکیه از وقتی برگشته به نه می گه یوخ درست حدس زدید بزرگمهر شرف الدین برای اهدای نشان موسیقی به نامجو اومد و نامجو هم از پخش بدون مجوز اثارش خیلی

گله داشت

 ok,yes,...

بعد هم امیر

با تعریف اینکهجمعی از خانوم های یه حزب که  می خواستن روز عید فطر به دیدار یکی از علما برن و اون حاج اقا گفته مگه این خانوما شوهر و زندگی وبچه ندارن که روز عیدی میخوان بیان ملاقات ما و مسئول هماهنگی ملاقات می گه حاج اقا اینا قدسی هاشونن که دارن می ان ملاقات از هانیه توسلی و سلطان صدای 40چراغ ( علی میرمیرانی) دعوت کرد که برای اهدای جایزه یه شاعر روی سن بیان یه کلیپ به اسم با کاروان ادب وهنر فارسی پخش شد که راجع به اون شاعر وکارهاش بود و شاعر کسی نبود جز....عادل فردوسی پور که خودش گفت وقتی از شاعر و این حرفا بحث شده فکر می کرده هر کسی باشه جز خودش دو مورد ریز اینکه نویسنده کلیپ پیمان قاسمخانی بود و اینکه وقتی توی کلیپ معلوم شد که  شاعر مورد نظر عادل و ال سی دی سالن به طور همزمان عادل رو نشون داد که ریسه رفته بود سالن ترکید.اقای میرمیرانی هم موقع اهدا جایزه گفت: فکر می کنه که این جایزه ای که به نقد و نقد پذیری داره داده می شه

فک کن صدا می اد تصویر نیست !!! صدای فرزاد حسنی (طفلی!) و بهاره رهنما می اومد و بعد از چند لحظه از پشت سن وارد شدن کلی هم با هم کل کل کردن بهاره راجع جشن قبلی (چهار سال پیش) گفت که اونجا به فرزاد گفته خانوم ها توانا ترن چون تونستن ادم رو از بهشت بیرون کنن و از فرزاد پرسید به این حرفش بعد از چند سال ایمان اورده یا نه و فرزاد جوای داد تر

پسوند کمیه به نظرش ترین هستن که بهاره رهنما گفت : چی ؟ فرزاد گفت هیچی پز ادبیات بود اخه قراره جایزه یه نویسنده رو بدن. بهاره رهنما گفت : برای من سواله حالا من باز یه دو سه تا داستان نوشتم یه تناسبی داره اومدم این جایزه رو بدم اما مو ندم تو  رو واسه چی گفتن بیای ؟ فرزادم گفت: کاشکی منم اشنا داشتم کارامو چاپ می کرد. کاشکی اشنا داشتم نویسنده میشدم کاشکی شوهرم پیمان بود بازیگر می شدم کاشکی برادر شوهرم مهراب بود می رفتیم با هم دسته جمعی بازی می کردیم که بهاره گفت با اینا که بازی نکردم!بعد فرزاد گفت پس چی کار کردی؟اها من شما رو با خانواده داود نژاد اشتباه گرفتم بعد فرزاد از اینکه پول تو جیبی هاشو برای خرید کتابای این نویسنده داده و مجبور بوده پیاده برگرده خونه تعریف کرد و نهایتا خالق    خنده های ابدی اقای هوشنگ مرادی کرمانی رو دعوت کردن روی سن و اقای کرمانی گفت: به قول ما کرمونیا قدم بلند شد و گفت که مال نسل دایناسور هاست ولی از نسل سومی تشکر می کنه.( این ایتم با جرح و تعدیل نوشته شد چون واقعا دیگه جون نوشتن ندارم) بعد نشان فعالیت های اجتماعی به مهتاب کرامتی اهدا شد که خودش ایران نبود

یه کلیپ از فعالیت های لودر پخش شد و بعد تراکتورهای 40چراغ (شیما شهرابی وسهیل سلیمانی)روی سن اومدن  و سهیل از اینکه بخش هایی به غیر از طنز  توی 40 چراغ دیده شدن ابراز خوشحالی کرد بعد هم یه لودر اسباب بازی هدیه گرفتن راستی هدیه اشون رو نیما اکبرپور داد

بعد شرمین نادری اومد روی سن که امیر کلی اذیتش کرد( امسال قرار بر این بوده که مجری های سال های پیش با هم بیان روی سن اما شرمین تنها اومد چون اقای ریسی نبود) بعد امیر هم که فهمید شرمین در جریان نیست اقای بهزاد فراهانی رو صدا کرد که ایشون هم از روی صندلی ها جامپینگ کردن و بعد گلشیفته (عزیز) رو صدا کردن  بعد گلشیفته اومد روی سن باباشو بغل کرد بعد اقای فراهانی با کلی تمجید دامادش رو هم دعوت کرد روی سن.گلشیفته هم از عدم اکران فیلم هاش گلایه کرد  و اظهار امیدواری کرد که فیلم دیوار رو امسال توی جشنواره ببینیم و یادی هم از ملاقلی پور کرد و خواست که 10 ثانیه جانانه براش دست بزنیم.

 و اقای فراهانی هم گفت به نظرش هر اثرهنری که ساخته می شه خودش مجوز داره برای خودش و این اشتباهه که از پخششون جلوگیری بشه و گفت که بالاخره این کارا یه زمانی دیده می شن امیر مهدی هم گفت این روزها مراسم هایی که برگزار می شه سه تا ایتم ثابت داره تلاوت قران ،سرود ملی و تقدیر از گلشیفته و گفت پارسال که این نشان رو باران دریافت کرده عاقبت به خیر شده( توی جشنواره فجر و جشن خانه سینما)و اظهار امیدواری کرد که گلشیفته هم عاقبت به خیر بشه.راستی اقای فراهانی راجع به امیر گفت که این بچه انقدر طنزش قویه که ادم جرات نمی کنه هیچی بهش بگه من فقط دعا می کنم خدا از وسط نصفش کنه ما دو تا ازش داشته باشیم

بعد مردان طناز 40چراغ اومدن روی سن اقای سعیدی از خاطره ترکیه رفتنشون با نیما اکبرپور تعریف کرد که رفتن جزیره بیوک اقاو...این یکیو تعریف نکنم بهتره اخه شنیدنش خیلی با مزه تره، مسعود مرعشی یه محرمانه خوند و نیما دهقانی چند تا دو بیتی خوند و حسام الدین مقامی کیا یه شعر راجع به اقای خاتمی که اومده بوده توی خوابش که به خاطر کمبود وقت امیر نذاشت شعر رو کامل بخونه که الحق هم قشنگ بود

بعد هم پگاه و منصور ضابطیان برای اهدای نشان اقای پرستویی اومدن اقای پرستویی خودش کیش بود دخترش اومد هدیه اش رو گرفت یه فیلم هم توی مجله از اقای پرستویی گرفته بودن و اونم پخش کردن.منصور از دختر اقای پرستویی پرسید پلاک ماشین بابا فرده یا زوج که دختر اقای پرستویی با کمی فکر کردن گفت فرد بعد منصور گفت به باباتون بگید این نشانو روزهای فرد از ساعت 9 تا 10 بزنن روی سینه اشون و جلوی اینه وایسن

 امیر  یه هنرمند مستعد ولی گمنام رو معرفی کرد  مهران مدیری بعد هم پیمان قاسمخانی اومد روی سن راستی مراسم برره ای شدن سیامک انصاری رو توی شب های برره یادتونه ( هالاهالا ، هالاهالا...) اونم پخش شد گویا قرار بوده بقیه اش هم به صورت زنده اجرا بشه که سیامک انصاری مریض می شه

بعد دیگه اهدای نشان به دکتر شریعتی توسط جناب اقای عموزاده خلیلی (عزیز) ویادی از قیصر امین پور که پارسال توی جشن بوده و نیومده توی جایگاه ویژه بشینه و بین مردم بوده توسط سجاد صاحبان زند

 واجرای سه تا کار توسط حسین زمان، که البته به نظرم (در کمال شرمندگی )جشن رو با میتینگ سیاسی اشتباه گرفته بود و یه کم ضایع کرد و و و و

 نهایتا سید محمد خاتمی و فال حافظ و اجرای فاطمه معتمد اریا و چند نکته

نمی دونم چرا به نظرم اقای خاتمی خسته اومد خسته به شدت خسته و رنجیده شاید

خانم معتمد اریا از اینکه اقای خاتمی در زمان وزارت فرهنگ و ارشاد شون تنها کسی بودن که بازیگر ها رو با اسم صدا می کردن یاد کرد و اینکه پدر و مادرشون تا حالا هیچ جشنی با ایشون نرفتن اما امشب به خاطر اقای خاتمی اومدن

و نهایتا عکس یادگاری بچه های 40 چراغ و هنرمندا با اقای خاتمی

و این ادرس پست اقای اکبرپور که یه لیست کامل از جاهایی که راجع به جشن نوشتن می تونید ببینید

پ .ن : 1.خودمونیم چه جشن پر و پیمونی بوده الان که نوشتم اونم با کلی جرح و تعدیل اینو فهمیدم

2.به نظرم این جشن فوق العاده بود حداقلش اینه که از گله و شکایت های  به حق پارسال لااقل خبری نبود

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 0:31  توسط ننه سرما  |